X
تبلیغات
به عشق گل نرگس

به عشق گل نرگس


برای نگاهت بهانه ای به جز مهربانی ات نیافتم

http://www.askquran.ir/gallery/images/32939/1_bigharar.ir-211.jpg

+نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1392ساعت19:44توسط asgar mokhtari | |


یابن الحسن آنقدر چشم به راهت می مانم تا بیایی

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت22:25توسط asgar mokhtari | |

امام صادق(ع) می فرمایند: اهل بیت را در خانه مخروبه ای نزدیک مسجد جامع دمشق با فاصلۀ کمی از محل حکومت یزید جا دادند و چون آن خانه قابل سکونت نبود، در نوشته جات از آن تعبیر به خرابه شده است. وقتی اهل بیت را با آن عظمت و کرامت و شخصیتی که داشتند، در آن محل مخروبه جا دادند، به هم گفتند: (إنَّما جُعِلنا فی هذا البیت لِیَقَعَ عَلَینا فَیَقتُلُهُم) قطعاً ما را آورده اند در این خانۀ خرابه که سقف هایش بریزد روی ما و ما را بکشند و نابود کند.

شیخ صدوق در کتاب امالی، سید ابن طاووس در لهوف نوشته اند: خانۀ خرابه ای که در آن اهل بیت را جا داده بودند، اهل بیت از گرمای روز و سرمای شب، در آن جا در امان نبودند، تا جایی که پس از مدتی صورت دختران و زنان و کودکان پوست انداخت.

امام چهارم(ع) می فرماید: اهل بیت در آن خانه ی خراب روزها را گرسنه به سر می بردند، شب ها را به عبادت و گریۀ بر ابی عبدالله به صبح می رساندند و شهادت و کشته شدن ابی عبدالله و یاران و اهل بیتش را تا جایی که ممکن بود، از اطفال و کودکان پنهان می کردند.

ولی یکی از آن ها که دختری سه ساله بود و نامش را کتاب های مهمی چون لهوف سید ابن طاووس صفحۀ صد و چهل و یک، معال بستین جلد دو صفحۀ صد و شصت و یک، منتخب تریهی ودعوة الحسنیۀ آیت الله آقا شیخ محمد باقر بهاری و ریاحین الشریعۀ محلاتی جلد سه صفحۀ سیصد و نه و منتخب التواریخ ملا هاشم خراسانی صفحۀ دویست و نود و هشت، رقیه، ذکر کرده اند و این مجموعه نوشته اند: این دختر به شدت عاشق حضرت حسین بود. امام هم به شدت به او علاقه داشت. شب و روز در آن خانۀ خرابی که اهل بیت را جا داده بودند، گریه می کرد، بهانۀ پدر را می گرفت. هر چه به او می گفتند پدر به سفر رفته و منظورشان سفر آخرت بود، آرام نمی شد. تا یک شب خواب پدر را دید. وقتی بیدار شد خیلی بی تابی کرد. هر چه خواستند او را ساکت کنند، نشد. بلکه بی تابی اش بیشتر شد.

زنان و دختران دیگر اختیار از دستشان رفت، از گریه و حال او به گریه افتادند. منتخب تریهی می گوید: زنان و دیگر دختران با گریۀ او لطمه به صورت می زدند، خاک خرابه را به سر می ریختند و مو پریشان می کردند و این همه ضجه و ناله یزید را از خواب بیدار کرد. پرسید: چه خبر است؟ خواب دختر را گفتند. گفت: سر پدر را برایش ببرید..........

۵ صفر مصادف با شهادت حضرت رقیه (س) است.

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت21:44توسط asgar mokhtari | |

رمضان مي رود و مي برد از كف دل ما

آنكه يك ماه صفا يافت از محفل ما

رمضان عقده گشا بود گنهكاران را

واي اگر رود و حل نشود مشكل ما

حال اي ماه خدا مي روي آهسته رو

كه نداني جه كند رفتن با دل ما

عيد فطر بر تمام مسلمين مبارك باد،ولي عيد بي آقایمان لطفي ندارد......

انشاء الله سال ديگه پشت سر آقايمان نماز عيد فطر را مي خوانيم.

عيد است و دلم خانه ويرانه بيا،

اين خانه تكانديم ز بيگانه بيا،

يا مهدي (عج)

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391ساعت2:1توسط asgar mokhtari | |

باز به انتظار تو جمعه غروب میشود / اگر بیایی از سفر آه چه خوب میشود . . .

همه زیبایی ها در انتظار آمدنت به صف کشیدند آقاجان. بیا و به زشتی ها خاتمه بده.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد 1391ساعت2:45توسط asgar mokhtari | |

تمام طول هفته را در انتظاز جمعه ام دوباره صبح ظهر عصر غروب شد نیامدی

Salavat :: طرح گل نرگس

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت21:46توسط asgar mokhtari | |

سلام

از دوستانی که به وبم سر زنده اند کمال تشکر دارم  و به تمام دوستان سال نو را تبریک عرض می کنم

بلاخره بعد از مدتها وقت کردم که وبم را آپ کنم واقعاتش سر گرم کنکور ارشد سال قبل بودم که الحمدالله قبول شدم  و بعدش سرگرم درسهاهی سنگین خودم بودم ولی عید که رسید و سال ۸۹ هم تمام شد ولی آقایمان سرورمان امام زمان (عج) نیامد دلم نشست در گوشه ای و طلب عیدی از آقا می کرد نمیدانم آنقدر پیش آقا جا دارم که به من عیدی بدهد  عید سال پیش دلم را خوش کرده بودم که عیدیم را از دست آقا بگیرم نمی دانم شاید سال قبلم هم از آقا عیدی گرفتم و لی خودم نفهمیدم آخه آقای من از خاندان کرم است مگر میشه کسی دست گدایی به طرفش داراز کند و دست خالی برگردد؟

خلاصه آقاجان سال ۹۰ را هم به امید ظهورت شروع می کنیم کاش امسال بتوانیم پرده های را که مقابل چشمانمان و گوشهایمان افکده ایم کنار بزنیم تا بتوانیم صورت دلربایی آقا را ببنیم و صدایش را بشنویم انشاءالله

بر قامت دلربایی مهدی صلوات 

 

+نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت0:2توسط asgar mokhtari | |

+نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت23:38توسط asgar mokhtari | |

زندگی بی گل نرگس معنا ندارد.

 

اعیاد شعبانیه برهمه مبارک باد

 

+نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت1:8توسط asgar mokhtari | |

خوشا به حال یتیمان عصر علی (ع)                                      به آنها سر می زد هر عصر علی(ع)

 فردا کسی به دنیا  می آید که با  وجودش یتیمی معنا ندارد.کا ش همه یتیمان عالم در زمان امام علی

(ع) جمع می شدند.ولی چه کنیم که بین ما فاصله افتاده است.

پدرم که بود

خوشی در دلم خانه کرده بود

چشمانم با اشک بیگانه بود.

واژه ای به نام یتیمی، نمی شناختم.

پدرم که رفت

دلم غم خانه شد

یتیمی با دلم هم آشیانه شد.

انگار سد اشک هایم فرو ریخت

تا اینکه خدا پدری را ازجنس خودش بر من آشکار کرد..پدری که بعد از پدرانش عهده دار پاک کردن اشک

 یتیمان است پدری که هر شب را به امید دیدنش صبح می کنم.آری پدرم مهدی صاحب زمان(ع)

است.بهتر زهمه پدران است.

التماس دعا

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت23:50توسط asgar mokhtari | |